سینما، تئاتر و تلویزیون
• نقد فیلم نیش ساخته جورج روی هیل
گفتگو
• تایپ (type) و فونت (font) ایرانی در گفتگویی اجمالی با رضا عابدینی، گرافیست معاصر
• اهمیت لی آوت، تایپوگرافی یا نوشته در طراحی پوستر
• نقش خلاقیت در کنار عناصر اصلی پوستر
هنرهای تجسمی
(در باره‌ی این بخش)
• پوسترها و روی جلدهای ساعد مشکی
• روزهای پایانی سال ۱۳۸۵ و موزه هنرهای معاصر اصفهان
• جایگاه عنوان بندی فیلم در گرافیک معاصر ایران
• روانشناسی رنگ‌ها و تأثیرات روانشناختی رنگ بر خصوصیات شخصیتی و روحی افراد
• همنشینی هنر بومی ایران با هنر غرب در کارهای گرافیک قباد شیوا
• کنکاشی در آثار تجسمی صادق بریرانی
• مرتضی ممیز پدر گرافیک نوین ایران
         بیشتر . . .
صنایع دستی و هنرهای سنتی
• نمایشگاه سفال فیلیپ بارده در موزه هنرهای معاصر اصفهان



info@amir-rajaei.com

باغ سرخ

به خاطر خاک سرخ باغ های فراموش شده...

(استفاده از مطالب و تصاویر این سایت با ذکر مأخذ بلامانع است.)

home weblog mails your message info بيشتر در این مورد . . .      



print ideas of others your idea
باغ سرخ
جایگاه عنوان بندی فیلم در گرافیک معاصر ایران
تاريخ نگارش : ۶ مرداد ۱٣٨۶

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

بسمه تعالی
جايگاه عنوان بندی فيلم در گرافيک معاصر ايران
امروزه ديگر دامنه و وسعت هنر گرافيک در دنيا بر کسی پوشيده نيست. اين رشته که هم جبنه‌ی هنری دارد و هم جنبه‌ی غيرهنری و تجاری توانسته است تا جای خود را نه تنها در بين اکثر هنرها که در ميان رسانه‌های جمعی نيز بگشايد. يکی از اين رسانه‌ها تلوزيون و سينما می‌باشد که گرافيک نقش تعيين کننده‌ای در بيان تصويری آنها پيدا کرده است.
شايد بتوان گفت همانطور که سينما از ابتدای تولدش از عکاسی بهره برده است گرافيک نيز به همان اندازه نقش تعيين کننده‌ای در سينما داشته است. از آنجا که سينما به عنوان کاملترين هنر امروز دارای بيشترين مخاطب می‌باشد از کليه‌ی هنرهای بصری و غير بصری در جهت نيل به اهداف خود استفاده‌ی لازم را ميبرد اين دامنه‌ی وسيع از ادبيات، داستان نويسی، شعر و فيلمنامه و نمايشنامه گرفته تا هنرهای مربوط به صدا و تصوير اعم از عکاسی و فيلمبرداری، افکت، جلوه‌های ويژه، طراحی صحنه و گريم، موسيقی و حتی نقاشی را در بر ميگيرد. در اين بين گرافيک نيز به عنوان يکی از هنرهای بصری مطرح امروز دنيا به اندازه‌ی سينما و يا حتی بيشتر از آن در زندگی مردم نقش داشته و مخاطب دارد. بنابراين استفاده‌ی اين دو هنر از يکديگر هر روز به کاملتر کردن همديگر و جذب مخاطب بيشتر کمک می‌کنند.
اما اينکه نقش گرافيک در سينما و تلويزيون چگونه مطرح ميشود و دارای چه جنبه‌هاي کاربردی است مسئله‌ی بسيار وسيعی است که به توجهات و توضيح و تفسير بسيار نيازمند است. امروزه استفاده از اين هنر را به کرات در کليپ‌های موسيقی يا به قولی همان نماهنگ‌ها مشاهده ميکنيم.
استفاده از تصويرسازی‌های گرافيکی يا انيميشن که خود به نوعی از شاخه‌های تخصصی‌تر گرافيک به حساب مي‌آيد نه تنها به استفاده‌های بسيار زياد در اينگونه کليپ‌های موسيقی و يا تيزرهای تبليغاتی ميرسد بلکه در برخی از فيلم‌های سينمايی نيز بکار ميرود. اين بکارگيری به خصوص در مورد عنوان‌بندی خيلی از فيلم‌ها مورد استفاده قرار ميگيرد.
از پوستر فيلم که بگذريم يکی از اولين برخوردهای گرافيک با سينما و فيلم در عنوان‌بندی فيلم‌ها می‌باشد. همانگونه که از اسم آن نيز مشخص است عنوان‌بندی يک فيلم برای معرفی دست‌اندرکاران، بازيگران، کارگردان و خلاصه کليه‌ی اطلاعات اوليه و مهم پيرامون تهيه‌ی آن فيلم است‌ (اطلاعات کاملتر معمولا در انتهای فيلم قرار دارد که شامل معرفی کليه اشخاص و شرکت‌ها و کمپانی‌ها يا مسائل مربوط به تهيه‌ی فيلم است).
عنوان‌بندی فيلم در واقع با نوشتن اسامی دست‌اندرکاران فيلم بر روی تصوير و نحوه‌ی آميختن متن ( text ) با تصوير با گرافيک پيوند ميخورد.
در حقيقت در بسياری از آثار گرافيک مسئله‌ی اصلی آميختن متناسب نوشته و تصوير برای درک مناسب پيام توسط بيننده‌ی اثر به بهترين نحو ممکن ميباشد. در اينجا نيز ميتوان از اين زاويه به موضوع نگريست که ما به گونه‌ای با يک اثر گرافيکی روبرو ميشويم که در حال رساندن پيامی به بيننده‌ی خود مي‌باشد که اين پيام همان اطلاعات مربوط به فيلم است.
نحوه‌ی ادغام اين نوشته‌ها در تصاوير و جايگيری آنها در کادر فيلم مطلبی است که ارتباط مستقيم با مبانی ترکيب‌بندی نوشته و تصوير در هنر گرافيک که يکی از هنرهای تجسمی می‌باشد دارد. با توجه به توليد انبوه فيلم در سطح جهان و پيشرفت سريع اين صنعت و صنايع مرتبط با آن و تخصصی شدن کارهای مربوط به آن ميتوان گفت که عنوان‌بندی فيلم نيز امروزه به يک کار تخصصی در زمينه‌ی سينما تبديل شده است و هر روز شاهد ساخت عنوان‌بندی‌های خلاقانه‌تری در سينما هستيم که توانايي‌ها و جلوه‌های ديگری از اين هنر را به نمايش مي‌گذارند.
بر طبق آنچه آمد برای بررسی عنوان بندی فيلم به عنوان يک هنر بصری در کنار بررسی آن از دريچه‌ی هنر سينما بايد آنرا به طور مجزا و به عنوان يکی از شاخه‌های هنر گرافيک مورد نقد و پژوهش قرار داد. متأسفانه عنوان بندی فيلم در سينمای ايران از جايگاه واقعی خود برخوردار نيست و نسبت به بقيه‌ی شاخه‌های مرتبط با سينما بسيار مهجور واقع شده است. اين در شرايطی است که در سينمای پيش از انقلاب ميتوانيم به نمونه‌های بسيار خوبی از عنوان‌بندی فيلم برخورد کنيم. می‌توان گفت که در ايران همچون سينمای غرب اين هنر نتوانسته پابه‌پای بقيه‌ی فنون و تکنولوژی‌های سينما پيش برود، برعکس در غرب به علت تخصصی‌تر و شاخه‌ شاخه شدن علوم و فنون و حتی هنرها، اين فن- هنر توانسته جايگاه واقعی خود را بدست آورد.
اگر بخواهيم نگاهی به تاريخ عنوان‌بندی فيلم در سينمای ايران داشته باشيم بايد به اولين فيلم‌های ساخته شده در سينمای ايران اشاره کرد. اما قبل از آن بايد بدانيم که اصولا گرافيک سينمايی به چه چيزی اطلاق مي‌شود.
معنی و مفهوم گرافيک سينمايی، کاربرد حرکت در تصاوير گرافيکی است که عمدتا به منظور تحقيق هدف مشخصی مورد استفاده قرار مي‌گيرد. گرافيک متحرک، به تعدادی فرايند فنی-که همچون نقاشی، اعلان ديواری يا بروشور، ريشه در مقوله‌ی طراحی ايستا دارند- اطلاق مي‌شود.
در گرافيک سينما بخش ديداری نمی‌تواند از ساير عواملی که منتهی به نتيجه و پايانی مي‌شوند جدا باشد، طراحی گرافيک، هرگز به تنهايی کارآيی ندارد و هميشه با ضروريات اوليه همچون قصه و چگونگی بيان آن و با صدا که ممکن است شامل انواع صداها باشد، جلوه‌های ويژه، موسيقی يا سکوت و يا دامنه وسيعی از وسايل سينمايی همراه است.(سعيدی‌پور،۱٣۷۶)
 
از جمله ضروريات نخستين، خلق حالت احساسی است. اگر هدف فيلم گرافيکی تبليغ برای فروش يا سرگرم نمودن بينندگان باشد، بهتر است به جای کاربرد روشهای معقول، از تحرک احساسات و عواطف آنها استفاده کرد.(سعيدی‌پور،۱٣۷۶)
عملا، هيچ محدوديتی برای بيان ادبی در گرافيک سينمايی و تلويزيونی وجود ندارد و می‌تواند از مفاهيم تجريدی ساده، تا حرفهای نمايشی استفاده نمود. محدوديت فقط در توانايی طراح می‌تواند باشد.
حال به بررسی اجمالی گرافيک سينمايی در سينمای ايران می‌پردازيم.
در نخستين عنوان‌بندی‌های فيلمهای ايرانی، به نوشتن ساده اسامی دست‌اندرکاران فيلم بر روی تکه‌ای مقوا يا کاغذ سفيد اکتفا می‌شد. سپس به تقليد از فيلمهای هاليوودی، کم‌کم بازی با حروف نوشته‌ها و سپس با زمينه‌ی نوشته‌ها آغاز گرديد. آنگاه دير زمانی گذشت تا عنصر حرکت به عنوان‌بندی فيلمهای ايرانی وارد شد.
در سالهای ٣۱-۱٣٣۰، نخستين عنوان بنديهای متحرک – که عيناً نسخه برداری از عنوان‌بنديهای هاليوودی بود – در استديو پارس فيلم ساخته شد. فيلمهای بسياری برای عنوان‌بندي خود از همان ترفند تکراری، يعنی دفتری که عناوين را بر روی صفحات خود داشت و دستی آن را ورق مي‌زد، استفاده کردند. در واقع در تمام آن سالها عنوان‌بندی فيلم تنها معطوف به يک کارکرد، يعنی معرفی نام و ساير عناوين دست‌اندرکاران و مشخصات فنی فيلم بود و هيچ توجهی به محتوای فيلم نداشت. به همين دليل، سازندگان فيلم نيازی به سپردن کار عنوان‌بندی به دست فردی با صلاحيت و کارشناس در اين رشته احساس نمي‌کردند. بنابراين طراحی عنوان‌بندی برای فيلم در آن دوران کاری جنبی محسوب مي شد، نه عملی تخصصی و مستقل. کار تدارک عنوان‌بندی غالبا توسط همان کسی که تدوين و يا ساختن آنونس فيلم را بر عهده داشت انجام می‌شد و در آخرين روزهای به اتمام رسيدن فيلم، جزو آخرين خرده‌کاريها با عجله سروسامان مي‌يافت. حتی گاهی اين کار به عکاس يا کاريکاتوريستی سپرده مي‌شد و او در کنار کار اصلی خود ساعاتی را صرف تهيه‌ی عنوان‌بندی می‌کرد. از زمره اين گونه افراد می‌توان به نامهايی چون هاردی(عکاس)، ايرج گل‌افشان(تدوينگر)، جعفر تجارتی و حسن توفيق(کاريکاتوريست) اشاره کرد. اين روند سالها ادامه يافت تا اينکه در سال ۱٣٣۶، فيلم شب‌نشينی در جهنم به کارگردانی موشق سروری، برای نخستين بار در سينمای ايران در ساخت عنوان‌بندی خود از فضای فيلم اصلی و عناصر تصويری بهره گرفت. عنوان‌بندی اين فيلم کار حميد خواجه نصيری است.
هفت سال بعد در سال ۱٣۴٣ در عنوان بندی فيلم شب قوزی به کارگردانی فرخ غفاری بار ديگر شاهد گرايش به همين شيوه هستيم. عنوان بندی اين فيلم که کار هاردی است، با توجه به داستان آن، بر روی شکم رقصنده‌ای که به رقص تخته حوضی مشغول است نقش می‌بندد.
جدی گرفته شدن کار طراحی عنوان بندی در سينماي ايران و استفاده از طراح متخصص و هنرمند برای ساخت آن، با فيلم قيصر (۱٣۴٨) ساخته‌ی مسعود کيميايی آغاز شد (هر چند که پيش از اين کيارستمی عنوان بندی ديگری از اين گونه را برای فيلم وسوسه‌ی شيطان (۱٣۴۶) به کارگردانی محمد زرين دست ساخته بود)، در عنوان بندی اين فيلم که کار عباس کيارستمی است، از خالکوبی‌های روی بدن ورزشکاران زورخانه الهام گرفته شده بود. می‌توان گفت که عنوان‌بندی قيصر نخستين سفارش عنوان‌بندی حرفه‌ای به يک کارگاه گرافيک بوده است. اين کارگاه گرافيک آتليه نگاره بود که فيروز شيروانلو مديريت آن را بر عهده داشت. (سعيدی‌پور،۱٣۷۶)
در همان سال فرشيد مثقالی نيز با طراحی خط عنوان بندی فيلم گاو ساخته‌ی داريوش مهرجويی حضور طراحان گرافيک حرفه‌ای را در اين عرصه اعلام داشت.با توجه به فضای ابتدايی روستايی اين فيلم، کلمه‌ها به شکلی ساده و بدون آرايش بر زمينه‌ای از تصاوير نگاتيو و کنتراست‌وار متعدد يک گاو و يک انسان ظاهر مي‌شد.  مثقالی در کار بعدی خود برای عنوان بندی فيلم آقای هالو (۱٣۴۹) به کارگردانی مهرجويی، با توجه به ماجراهايی که برای شخصيت داستان اتفاق مي‌افتد و با حفظ شيوه‌ی طنزآلود فيلم، عنوان بندی گيرايی را خلق کرد که ضمن آن، لباسهای شخصيت فيلم به تدريج از او کم می‌شد. به جز کلاه بزرگش که همچنان بر سر او سنگينی مي‌کرد.
مرتضی مميز نيز با طراحی عنوان بندی فيلمهای ستارخان (۱٣۵۱) به کارگردانی علی حاتمی و طبيعت بی‌جان(۱٣۵٣) به کارگردانی سهراب شهيد ثالث، نقش بزرگی در اوج گيری کار طراحی عنوان بندی ايفا کرد. در عنوان بندی طبيعت بی‌جان هماهنگ با فضای ساده و کم تحرک فيلم، از حروف خطی معمولی و با ضرباهنگی آرام استفاده می‌کرد.
در ميان طراحان عنوان بندی در ايران، بايد به اين نامها اشاره کرد: اسفنديار احمديه (که از متحرکسازهای قديمی است)، عباس کيارستمی، فرشيد مثقالی، مرتضی مميز، خاچيک، محمد فيجانی، ابراهيم حقيقی، اکبر عالمی، مسعود دشتبان و علی اصغر محتاج.
نورالدين زرين کلک، علی‌اکبر صادقی و پرويز نادری که متحرکساز هستند. تنها برای فيلمهای خود در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان عنوان‌بندی ساخته‌اند. از ديگر دست اندرکاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که به ساختن عنوان بندی مبادرت ورزيده‌اند، می‌توان از احمد عربانی، وجيه‌الله مقدم و عبدالله علی‌مراد نام برد. (سعيدی‌پور،۱٣۷۶)
بنابراين بايد گفت عنوان‌بندی فيلم به عنوان يک رشته‌ی گرافيکی در عين وجود داشتنش در سينما به صورت مستقل نيز به عنوان يک شاخه از گرافيک محسوب مي‌شود که متأسفانه در کشور ما و سينمای ايران کمتر به آن پرداخته شده و اين رشته از گرافيک مهجور واقع شده است. پس بر دانشجويان اين رشته است که در جهت تکامل آن دامنه‌ی همکاری خود را با سينماگران افزايش داده و در جهت هر چه پربارتر شدن و شکوفا شدن اين رشته فعاليت کنند تا در بين جماعت سينماگران نيز کم‌کم اين رشته به عنوان يک کار تخصصی جايگاه خود را پيدا کند.
 
منابع:
سعيدی پور،فرشته.(۱٣۷۶). گرافيک در عنوانبندی فيلم، انتشارات سروش، تهران.
 




نظرات دیگران در مورد این نوشته را بخوانید. (تعداد نظرات: ۰)
نظرتان را در مورد این مطلب بنویسید.