سینما، تئاتر و تلویزیون
• نقد فیلم نیش ساخته جورج روی هیل
گفتگو
• تایپ (type) و فونت (font) ایرانی در گفتگویی اجمالی با رضا عابدینی، گرافیست معاصر
• اهمیت لی آوت، تایپوگرافی یا نوشته در طراحی پوستر
• نقش خلاقیت در کنار عناصر اصلی پوستر
هنرهای تجسمی
(در باره‌ی این بخش)
• پوسترها و روی جلدهای ساعد مشکی
• روزهای پایانی سال ۱۳۸۵ و موزه هنرهای معاصر اصفهان
• جایگاه عنوان بندی فیلم در گرافیک معاصر ایران
• روانشناسی رنگ‌ها و تأثیرات روانشناختی رنگ بر خصوصیات شخصیتی و روحی افراد
• همنشینی هنر بومی ایران با هنر غرب در کارهای گرافیک قباد شیوا
• کنکاشی در آثار تجسمی صادق بریرانی
• مرتضی ممیز پدر گرافیک نوین ایران
         بیشتر . . .
صنایع دستی و هنرهای سنتی
• نمایشگاه سفال فیلیپ بارده در موزه هنرهای معاصر اصفهان



info@amir-rajaei.com

باغ سرخ

به خاطر خاک سرخ باغ های فراموش شده...

(استفاده از مطالب و تصاویر این سایت با ذکر مأخذ بلامانع است.)

home weblog mails your message info بيشتر در این مورد . . .      



print ideas of others your idea
باغ سرخ
مرتضی ممیز پدر گرافیک نوین ایران
تاريخ نگارش : ۲۴ تير ۱٣٨۶

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

پوستر
بسمه تعالی
 
نقدی مختصر راجع به روند کاری پدر گرافیک نوین ایران مرتضی ممیز
 
صحبت درباره‌ی مرتضی ممیز همانقدر مشکل است که صحبت پیرامون گرافیک ایران. ایندو آنچنان با یکدیگر گره خورده‌اند و عجین شده‌اند که تفکیک آنها و جدا بررسی کردنشان از یکدیگر کمی دشوار و در پاره‌ای موارد غیر ممکن است. این دو عبارت یعنی مرتضی ممیز و گرافیک ایران به گونه‌ای با همدیگر آمیخته شده‌اند که هرگاه سخن از تاریخ معاصر گرافیک ایران را آغاز کنیم باید با نام ممیز شروع کنیم و هرگاه حضور جهانی و شناخته شدن گرافیک ایران را بخواهیم بررسی کنیم باید نام ممیز را در ابتدای کار بیاوریم و خلاصه صحبت از انجمن و تشکل، تصویرسازی و صفحه‌آرایی، پوستر و لوگو، تیتراژ و عنوان فیلم، جشنواره و بینال و هر حادثه‌ای پیرامون گرافیک به ناچار به نام مرتضی ممیز منتهی می‌شود.
منتهی این مطلب کمی حساسیت کار را بیشتر میکند از آن جهت که نام ممیز پس از سالها کم‌کم به یک بت تبدیل شده و صحبت کردن راجع به آن کمی دشوار است.
این مسئله خیلی اوقات از نقد صحیح کارهای او جلوگیری کرده و به نوعی نقد تصنعی فرمالیته را در پیش روی ما قرار میدهد که سراسر تعریف و تمجید و یا بدیهی فرض کردن بسیاری از مسائل است. از این جهت است که صحبت کردن پیرامون ممیز و آثارش سخت‌تر از بقیه مینماید و در برخورد با آنها باید جانب احتیاط را رعایت کرد.
هر هنرمندی در دوران کاری خود دارای نقاط اوج و افول می‌باشد و کمتر هنرمندی پیدا می‌شود که پیوسته در اوج باشد و پایین و بالایی به لحاظ کمی و کیفی، محتوایی و تکنیکی در کارهایش نداشته باشد.
از آنجا که جامعه، مسائل اجتماعی و محیط اطراف یک هنرمند بسته به نوع کار و روحیه‌ی او به نوعی مستقیم یا غیر مستقیم روند کاری او موثر هستند پس هر گونه تغییو دیدگاه یا سلیقه اجتماعی، یا هرگونه بحران یا چیزهایی از این قبیل در کار هنرمندی که با زمان خود پیش میرود موثر است.
یکی از کارهای ممیز در گرافیک ایران را باید بنیانگذاری و بدعت گذاشتن تجربه‌های جدید در بسیاری از زمینه‌ها و جهات مختلف دانست. همین مسأله است که نام او را مصادف عبارت گرافیک نوین ایران می‌کند. او به عنوان یک رهبر هنری در جهت پیشبرد سواد بصری یک جامعه پرچم دار بوده و به خوبی آنرا به نسل‌های بعدی خو منتقل کرده است.
کارهای ممیز نشان دهنده‌ی استعداد او در همه‌ی شاخه‌های گرافیک و توانایی‌های او در بکارگیری تکنیک‌هایی که به صورت خودجوش و غیرآکادمیک یعنی تجربی آموخته است می‌باشد. به عنوان مثال تصویرسازی‌هایی که او در دهه‌ی چهل انجام داده است. تصویرسازی‌هایی که برای قرآن، شاهنامه، یا مجلاتی همچون نگین، کتاب هفته، کیهان هفته، کاووش و از همه قدیمیتر ایران آباد انجام داده است همگی نشان از توانایی بالای او در بیشترین بهره‌گیری از ساده‌ترین ابزارهاست. با توجه به کمبود امکانات چاپی، عکاسی و تکنولوژی‌های دیگر ابداعات ممیز در جهت تأمین نیازهای تکنیکی‌اش در نوع خود بسیار جالب توجه و کم نظیر می‌باشد. این پختگی به مرور در کارهای دهه‌ی پنجاه در مجلاتی همچون فرهنگ و زندگی و رودکی بیشتر می‌شود. اما صرف نظر از جنبه‌ی تکنیکی کارها درونمایه و مفهوم کارهای او نیز خود بسیار قابل بررسی است. دیدگاههایی که نسبت به داستانها و قصه‌ها در کارهای او مطرح شده است تا امروز تازگی و جذابیت‌های خود را حفظ کرده است. شاخه‌ی دیگر کارهای گرافیکی طراحی صفحات است که بسیار قبل‌تر آنها را شروع کرده و در دهه‌ی پنجاه این مسئله به طراحی روی جلد کتاب‌ها رسیده و تعداد کارهای طراحی روی جلدهایش نیز افزون و پربار شده است، به گونه‌ای که در نوع جایگذاری و عناوین و تیترها شروع به ساختار شکنی کرده است و یا به ایجاد فونت‌های دست نوشته‌ی نویی دست زده که نشان از توانایی او برای ایجاد و سمت و سو دادن به تایپوگرافی ایرانی در آن زمان بوده است. عناوینی که دامنه‌ی آنها در غیراز صفحات خجلات و روزنامه و طرح جلد کتاب‌ها به عناوین فیلم‌ها، سردر سینماها و تیتراژ فیسم‌ها نیز کشیده می‌شود و در آنجا نیز شاخه‌ای جدید را برای گرافیک ایران به ارمغان می‌آورد که تا به آن روز دچار بی‌توجهی بوده و آن گرافیک در سینما می‌باشد که شامل عنوان فیلم، عنوان‌بندی فیلم، سردر سینماها، پوسترها و پلاکارت‌ها می‌باشد.
امضای مرتضی ممیز سند بلاست شده بر روی شیشه به سفارش خودش
دهه‌ی پنجاه ایران یکی از دهه‌های تعیین کننده در کارهای مرتضی ممیز همچون بقیه‌ی هنرمندان آندوره می‌باشد. وجود اتفاقات فرهنگی و سیاسی مختلف در این دهه موجب تغییر نگرش‌هایی در جامعه هنری و فرهنگی آن زمان شده است که متعاقباً تاثیرات آن در کارهای گرافیکی یک جامعه نیز بروز میکند، مخصوصاً که سردمدار جامعه‌ی گرافیک آن دوره شخص پویا و درگیر با جامعه مانند مرتضی ممیز باشد. در این دهه است که المانهای خاص ممیز وارد پوسترها و کارهای او می‌شود عناصری همچون دست ( که معمولاً از دست خود برای مدل استفاده میکرده) و فلش‌ها و قلم‌هایی که با آنها کارهای دستی گرافیکی انجام میداده و همچنین عناصر عمده‌ی دیگر از جمله حلقه‌های فیلم که به کرات در کارهای او مورد استفاده قرار گرفته است.
خیلی از شاهکارهای پوسترسازی ممیز حاصل تلاش این سالهاست. حضور و کاربرد رنگ در پوسترها و طرح‌های او در این دهه به میزان قابل توجهی بیشتر می‌شود و از آن طرح‌ها و تصویرسازی‌های سیاه و سفید و تک رنگ فاصله می‌گیرد البته همواره آثار پخته و قوی دوران قبل او پشتوانه‌ی خوبی برای کارهای دوران بعدی‌اش می‌باشند. پیشرفته‌تر شدن صنعت چاپ، عکاسی و به طور کلی تکنولوژی نیز در تکامل کارهای این دوره او و استفاده‌ی بیشتر رنگ در کارهایش باید موثر دانست.
در این دهه است که عناوین فیلم‌ها به جایگاه بهتری می‌رسند و طراحی عنوان فیلم نیز به عنوان یک کار تخصصی به گرافیست سفارش داده می‌شود که از عمده دلایل آن را می‌توان تغییر نگرش سینمای ایران و حضور کارگردانان روشنفکر در آن دوره از قید کرد.
طراحی نشانه و آرم یکی از جدی‌ترین کارهای ممیز می‌باشد که او را در این شاخه نسبت به بقیه‌ی افراد هم حرفه‌اش چه در آن زمان و چه در سالهای بعد از آن تا به امروز یک سروگردن بالاتر قرار میدهد. دهه‌ی پنجاه مصادف است با خلق شاهکارهایی از او در این زمینه، آثاری مانند نشانه‌ی موزه‌ی رضا عباسی.
مرتضی ممیز
برگزاری نمایشگاه کانسپچوال آرت (هنر مفهومی) در سال ۱۳۵۵بهانه‌ای برای خلق اثر معروف مرتضی ممیز با نام چاقوها شد. المان چاقو در کارهای او همچون دست‌ها و فلش‌های مورد استفاده‌ی او به علت کاربرد مکرر در کارهایش کم‌کم تبدیل به یک شاخصه از کارهایش شدند که تا به امروز نه تنها در ایران که در فراتر از مرزهای ایران نیز معرف مرتضی ممیز می‌باشد.
پس دهه‌ی پنجاه را می‌توان دهه‌ی جهش ممیز به سطحی بالاتر در حرفه‌ی گرافیک دانست. اثارتی که در این دهه بر روی کارهای او مشاهده می‌شود حتی در کارهای متاخرتر او در دهه‌های بعد نیز مشاهده شده و ادامه پیدا می‌کند.
در کارهای بعد از انقلاب ممیز، روی آوردن مجدد او به رنگ غالب مشکی را به خصوص در دهه‌ی شصت یعنی مصادف با سالهای جنگ و خاکستری و سرد بودن فضای جامعه شاهدیم. استفاده از تک رنگها در کنار رنگ مشکی را به خصوص در پوسترها و طرح جلدهایش شاهدیم. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که در این سالها از میزان توجه ممیز بر روی سایر شاخه‌های گرافیک کم شده و بیشتر تمرکز خود را بر روی طراحی پوستر و نشان می‌گذارد و در کنار آنها طراحی جلد مجلات و کتب را نیز ادامه می‌دهد.
با تمام اصرار و تأکید مرتضی ممیز بر خلق اثر بوسیله‌ی تکنیک‌های دستی، تأثیر حضور تکنولوژی کامپیوتر را در دهه‌ی هفتاد بر روی کارهای او نمی‌توان نادیده گرفت. تأثیر کامپیوتر و استفاده از توانایی‌های آن در خلق آثار این دهه‌ی او کاملاً مشهود است. این امر به خصوص در مورد پوسترهایش که دیگر در این زمان عمده گرافیکی او را در بر میگیرد دیده می‌شود. شاید این مسأله زمینه‌ای شده تا پس از خروج از بحران‌های دهه‌ی شصت کارهای ممیز نیز حال و هوای تازه‌تری بخود بگیرند و تنوع رنگ در آثار او بیشتر شده و نقش بیشتری را ایفا کنند. تا جاییکه در نشانه‌های این دوره‌ی او نیز شاهد کاربرد بیشتر سایر رنگ‌ها در کنار رنگ سیاه هستیم.
اما افول در طراحی بسیاری از پوسترهای او را نیز در این دوره می‌توان دید. شاید استمرار اصرار در استفاده از همان تکنیکهای دستی موجب خلق آثاری بهتر و قوی‌تر همچون سالهای قبل او می‌شد. دست و پنجه نرم کردن با کامپیوتر و کنار آمدن با تکنولوژی جدید در این سن و سال کار دشواری بود که البته با تمام سختی‌ها در نهایت ممیز از عهده‌ی آن برآمد و نتیجه خلق آثار دهه‌ی هشتاد او می‌باشد که هرچند استفاده کمتری از تکنیکهای دستی در آنها مشاهده می‌شود اما تکنیکهای کامپیوتری از پختگی بهتری نسبت به آثار دهه‌ی گذشته خود برخوردار هستند.
  momayez.ir
en.wikipedia.org




نظرات دیگران در مورد این نوشته را بخوانید. (تعداد نظرات: ۰)
نظرتان را در مورد این مطلب بنویسید.