|
|
Philippe BARDE Geneva , Switzerland Feeling is creation. Feeling is creating without ideas. That is why feeling is understanding , as the universe has no ideas. Fernando Pessoa Philip Barde:I think that to learn the craft of ceramic is to forget it از چهارشنبه ۲۲ فروردین ۸۶ نمایشگاهی از آثار هنرمند سوییسی با نام فیلیپ بارده( PHILIPPE BARDE ) در موزههنرهای معاصر اصفهان دایر شد که به نمایش آثار سفال و سرامیک این هنرمند اختصاص داشت. این نمایشگاه که تا اواخر اردیبهشت ماه ادامه خواهد داشت به ارائهی گزیدهای از چند مجموعه کار از این هنرمند پرداخته است. البته اکثر این آثار در قالب سرامیک و با تکنیک قالبریزی انجام شده است و فقط پروژهای با عنوان «هزار چهره» است که با تکنیک سفال انجام شده است. این هنرمند سوییسی متولد ۱۹۵۵ و ساکن ژنو علاوه بر تدریس در زمینهی سفال و سرامیک در سوییس و استاد مهمان در کشورهای مختلف دارای جوایز متعددی در زمینهی سرامیک از کشورهای مختلف نیز شده است که از آخرین و معتبرترین آنها جایزهی برترین اثر نمایشگاه بینالمللی سرامیک کره در سال ۲۰۰۵ میباشد. کارهای به نمایش درآمده از این هنرمند در گالری ۱ موزههنرهای معاصر اصفهان شامل ظروفی سرامیکی هستند که برخی از آنها در عین داشتن فرمی معمولی تنها با تغییری کوچک در ابعاد یا جابجایی مختصری در نحوهی اتصال دو نیهی ظرف به یکدیگر دارای تاثیر بصری خاص خود شدهاند. اما این روند در ظروفی که اکثراً دارای لعابهای آبی رنگ میباشند دارای پیچیدگی خاصی شده است و به نوعی گویی که این ظروف در حال زایش میباشند، این تاثیر با قرار گرفتن این ظروف در کنار یکدیگر و روند رو به رشد تعداد زائدههای اطراف ظرف دوچندان شده است. نقوش حک شده بر بدنهی آنها که به صورت مهر اجرا شده است نیز وامدار بودن این ظروف از هنر مشرق زمین را بیشتر جلوه گر کرده است. اما در مورد شِبه کاسههایی که با لعاب سفید اجرا شده است از میزان این پیچیدگی فرم کاسته شده و تنها به جابجایی دو نیمهی ظرف کفایت شده است.
گلدانهاییِ که با برشهای مقطعی افقی و عمودی بریده شدهاند دستهی دیگری از کارهای نمایشگاه را شامل میشوند. این برشها به طرق مختلف انجام گرفته است و به نوعی درون گلدانها را عریان کرده و بر بینندهی خود عیان میکند. اکثر این ظروف دارای لعابی سفید رنگ یا در برخی موارد آبی رنگ هستند که البته این لعابها چه از نظر نوع و چه از نظر تکنیک اجرا دارای ویژگی منحصر به فرد و خاصی نیستند. برشهای روی ظروف که باز هم بینظمی را در شکل ظاهری ظروف ایجاد کرده و آنها را از حالت قرینگی خارج کرده است با کنار هم قرار گرفتن گلدانها و چیدمان آنها به نوعی تعادل بصری دست یافته است و همان بینظمی در عین نظم و یا به قول خود هنرمند همانطور که موضوع این آثار را اینچنین مطرح میکند «تقارن و عدم تقارن» را ایجاد کرده است. این حرکت که به گفتهی خود هنرمند با پیروی از نظریهی عدم قرینگی در صورت انسان انجام گرفته است. او با استفاده از فضای خالی که در گلدانها ایجاد کرده است به گونهای تجسم انسان را نسبت به آن فضاها قویتر کرده و باعث هر چه پویاتر شدن آثار در ذهن و نگاه بیننده میشود تا جایی که آثار او را از یکسری آثار صرفاً تزیینی کاملا جدا کرده و به آثاری با جنبههای مفهومی تبدیل میکند. شاید وجود لعابی ساده و بدون افکتهای خاص بر روی آثار به دوری آنها از جنبهی تزئینی و به نوعی بالاتر بردن سطح مفهومی آنها کمک کرده است. در حقیقت این آثار نیز به نوعی وامدار هنر شرق دور هستند آنجا که در نقاشی ژاپنی و چینی خالی و وسیع بودن طبیعت را در برابر عناصر کوچک میبینیم و با وسعت و خلاء ایجاد شده آن عنصر معنا پیدا میکند. در اینجا نیز با خلائی که در این آثار ایجاد شده است به القای معانی موردنظری که هدف هنرمند بوده میرسیم.
www.icshu.org |